يافتهاست. او معلم پائولو وتچلوي نقاش (1397ـ1475) بود، كه گاه وي را بنيانگذار پرسپكتيو ميدانند. همين عنوان را باز به فلورانسي ديگري هم ميدهند و او فيليپو برونلسكي (1377ـ 1446)، معمار است، كه گنبد عظيم سانتاماريا دل فيوره را ساخت (1419ـ1434). لئون باتيستاآلبرتي (1404ـ1472)، پيرو دلا فرانچسكا (حدود 1416ـ1492)، و لئوناردو داوينچي (1452ـ1519)، مطالعهٴ پرسپكتيو را دنبال كردند. اينان همه، جز پيرو، فلورانسي بودند و او اهل اومبريا بود و دستكم ده سال از عمرش (حدود 1439ـ1450) را، در فلورانس گذراند. ميتوان گفت كه ((مناظر و مرايا))ي خطي در اواخر سدهٴ چهاردهم، در فلورانس زاده شد.1
در همان ايام، بذر رياضي ديگري در ايتاليا افشانده شد ـ بذر حساب احتمالات، كه در شرحِ بِنوِنوتو دي رامبالدي بر كمدي الاهي دانته ديده ميشود. اين دانه تا نيمهٴ دوم سدهٴ هفدهم، واقعاً سبز نشد.
اكثر رياضيدانان ايتاليايي در ابتدا به نجوم علاقه داشتند. مثلاً جاكومو دي دوندي مجموعهاي از جدولهاي نجومي را براساس زيج آلفونسي
تنظيم كرد كه برحسب نصفالنهار پادوا تنظيم شده بود؛ او رسالهاي هم درباب كشند (جزر و مد) نوشت، كه آن را نهتنها ناشي از ماه و خورشيد دانست (مثل يونانيان)، بلكه دست كم در برخي موارد زهره و مشتري را هم موٴثر شمرد.
باجو پلاكاني رسالهاي درباب حركات سيارات و شرحي بر كرات فلكي ساكروبوسكو نوشت.
دومِنيكو دي باندينو، موٴلف دايرةالمعارف شگفتيهاي جهان، دربارهٴ چگونگي پيشبيني گرفتها اطلاع داشت، ولي اين كار را درست انجام نداده است. دو شخص جوانتر را هم بايد ذكر كرد كه هردو در حوالي سال 1370، بهدنيا آمدند. از اولي، يعني پائولوي ونيزي،2 ميتوان چشم پوشيد، چون كار نجومي او منحصر به ترجمهٴ لاتيني دربارهٴ پيدايش جهان ريستورو دارتسو (سيزدهمـ2) است و كار رياضياش رسالهاي درباب تربيع دايره است، ولي معاصرانش درمورد او نظري ستايشآميز داشتند. برعكس او، شخص دوم، يعني پروسدوچيمو دي
M.S. Bunim, Space in mediavel painting and the forerunners of perspective,
280 p., 79 ill., Columbia University, New Yourk 1940;
Speculum 20, pp. 484..86; Erwin Panofsky. Albercht Durer quarto, 2 vols.,
revised ed. 1, p.247, Prineceton1945; Isis no 36, p. 183.
2. پائولوي ونيزي در اودينه (فريولي ، شمال آدرياتيك) در حدود 1370 متولد شد. او به سلك اوگوستينيان درآمد و اساساً در پادوا برآمد و در سال 1429، در همانجا درگذشت . او بيشتر شارح آثار ارسطو بود . گزيدهٴ كليات فلسفي او موجب انتشار عقايد آلبرت ساكسوني و نامگرايان پاريسي گرديد و توفيق زيادي يافت . چاپ اول 1476 (كلبس ، ش . 732) .
Duhem Etudes 2, pp. 90-94, 323-327, 1909; Systeme 4, pp. 280..289, 1916.